ابو الحسن قزوينى
22
فوايد الصفويه ( فارسى )
مطالعه ساطعهء ياران حال و استقبال درج نمود ، صورت عريضه همايون پادشاه بعد از اداى وظيفه دعا و اخلاص كه شيوه مرضيه خاص اصحاب اختصاص است ، اما وجود قلت بندگى و كثرت شرمندگى خود را ذرهء مثال در نظر مهر سپهر حشمت و جلال حضرت شاهى مظهر آگاهى كمال اوصاف كمال است ، درآورده نموده مىآيد كه اگر چه چهرهء خود را در زمرهء خدام عالى مقام انتظام نداده بود ، اما در ربقه محبت و اخلاص رفته حدى چون رصاص هميشه متعلق ساخته ، خاطر به سوى حضور موفور السرور فايض النور آن حضرت كه موجب وصول انواع سعادت و كراماتست ، ( 36 چ ) مىكشيد و هر لحظه از توجه به آن جهت به وجه موجه شريف و به هديه لطيف جهت مىجست ، تا آنكه از ممر دور دهر دون ، و از گردش چرخ بوقلمون از قضاى سواد اعظم هندوستان ، به تنگناى ، به هواى اظلم سند رسيده شد . بيت : كه گذشت بر سر ما آنچه گذشت * چه به دريا و چه كهسار و چه دشت اكنون طاير آرزو بهر مشاهدهء جمال نيز عظمت و اجلال ، بال اقبال مىگشايد . اميدوار از رحمت الهى آنست كه بعد از دريافت دولت دريا - نوال « 19 » كه موجب وجود بسى از مرادات مقالات و حالات ساخته و پرداخته ، آنچه قابل عرض باشد معروض خواهد شد . قطعهء مذكور اين است : پادشاه خسرو عنقاى عالى همتم * قله قاف قناعت را نشيمن كرده است روزگار سفله گندم نماى جو فروش * طوطى طبع مرا قانع به ارزن كرده است دشمنم شير است عمرى پشت بر من كرده بود * اين دم از راه عداوت روى بر من كرده است دارم اكنون التماس از شاه تا با من كند * آنچه با سلمان على در دشت ارزن كرده است
--> ( 19 ) - بهره ، نصيب ، بخشش .